دايي حميد مهربونت رفت
عزيز دل مامان الان که دارم برات مي نويسم10 روز از رفتن برادربزرگم مي گذره. دلمون خيلي براش تنگ شده، هنوز رفتنش رو باور نکرديم.
دايي حميد مهربون رفت و ما رو با يه عالمه حسرت و ارزو و اي کاش ها و اگر ها تنها گذاشت.
اخ حميد تو رفتي از اين دنياي فاني و ما رو در غمت تنها گذاشتي هنوز رفتنت را باور ندارم.
تو که دل به اين دنيا نداشتي و هميشه از رفتنت صحبت مي کردي، انگار اون را طلب کرده بودي و سرانجام پرواز کردي، پر گشودي و رفتي.
در صبح روز جمعه، وفات پيامبر و امام حسن پر زدي و در روز وفات امام رضا،رفتي و همنشين خاک شدي عزيز مهربانم.
هميشه در ياد و قلب مان خواهي ماند.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دايي حميد مهربونت رفت
